You are currently browsing the monthly archive for آوریل 2013.

طبیعتن این روزها می‌شود دو جین سناریو نوشت و انواع پیشگویی‌ها را درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری آینده انجام داد. آخر سر هم شاید بتوان نشست و تماشا کرد و به پیش‌گویی‌های خود خندید. اما این که دست آخر پیش‌گویی‌ها همه‌اش هم غلط از آب در بیاید، من را از وسوسه و صرافت این بازی پیش‌گویی و سناریونویسی نمی‌اندازد. دو ماه تا انتخابات مانده است و هنوز تکلیف رقبای اصلی انتخابات مشخص نیست. گویا باید تا پایان فروردین هم منتظر ماند تا شاید کاندیدا‌های جدی‌تر از پس پرده‌ها برون آیند و بله بگویند. سوال‌های اصلی که تا کنون بی‌پاسخ مانده‌اند این‌ها هستند:

  1. کاندیدای جبهه پایداری کیست؟ جلیلی یا لنکرانی؟
  2. کاندیدای 1+2 قالیباف است یا حداد یا ولایتی؟
  3. آیا احمدی‌نژاد پرده‌ی واپسین نمایش را با حضور مشایی به عنوان نامزد اصلی دولت بازی خواهد کرد؟
  4. فعالیت اصلاح‌طلبان در انتخابات چگونه خواهد بود؟ حضور یکپارچه با کاندیدای واحد یا حضور پراکنده با کاندیداتوری شبه اصلاح‌طلبان یا حمایت از کاندیدای اصول‌گرایی مثل قالیباف؟
  5. آیا ائتلاف‌های انتخاباتی دیگر مانند ائتلاف اکثریت اصولگرایان (با کاندیداتوری کسی مثل باهنر) را باید جدی گرفت؟
  6. آیا باید انتظار کاندیدای جدی اما چراغ خاموش دیگری را مانند احمدی‌نژاد 84 داشت؟

از آن جا که پاسخ من به دو سوال آخر «خیر» است، معتقدم پاسخ به بقیه‌ی سوالات است که تکلیف انتخابات را روشن می‌کند. اما سناریویی که پیش‌بینی می‌کنم چیست؟ راستش فکر می‌کنم احتمال کاندیداتوری لنکرانی بیش از جلیلی ست. قالیباف کاندیدای ائتلاف 1+2 نخواهد بود. اصلاح‌طلبان حضور جدی در انتخابات نخواهند داشت و مشایی کاندیدای نهایی احمدی‌نژاد خواهد بود. کاندیداتوری مشایی صرفن جنگی کوتاه مدت را در عرصه‌ی سیاسی باعث خواهد شد و احتمالن احمدی‌نژاد قبول رد صلاحیت او را وجه‌المصالحه‌ای قرار می‌دهد تا پس از واگذاری دولت کاری به کار او و دوستانش نداشته باشند. بعید می‌دانم رئیس دولت انتخابات را بر سر مشایی به گروگان بگیرد و از برگزاری آن اجتناب نماید. او خوب می‌داند به چه راحتی می‌شود او و همراهانی را که پایگاه اجتماعی قابل توجهی نیز ندارند به همین جرم شخم زد. در این میان احتمال ضعیفی هم هست که نمایندگی دولت را در رقابت‌های انتخاباتی شخصی مثل مهدی چمران به عهده بگیرد و اگر چنین شود بعید نیست رقابتی را در دور دوم بین چمران و کاندیدای جبهه پایداری شاهد باشیم.

به این ترتیب در شرایط عادی رئیس جمهور آینده به نظر من لنکرانی (یا احیانن کاندیدای دیگری از جبهه پایداری) خواهد بود. چرا؟ چون به زعم من در شرایطی که طبقه‌ی متوسط کمترین مشارکت و تاثیرگذاری را در انتخابات دارد، موثرترین اقشار اجتماعی روحانیت سنتی و مداحان و سپاه و بسیج خواهند بود. حتی در صورت کاندیداتوری قالیباف که خوش‌سابقه‌ترین فرد اصولگرایان است، بدنه‌ی اصلی رای‌دهندگان 92 یا کسانی هستند که آگاهانه و با توجه به مدل تکنوکرات و غیرایدئولوژیک قالیباف در مقابل او صف خواهند کشید (کما این که تا به حال هم این کار را کرده‌اند) یا کسانی هستند که اصولن آگاهی چندانی نسبت به اوضاع و احوال ندارند و تحت تاثیر گروه‌های مرجع اجتماعی رای می‌دهند؛ یعنی بیشتر تحت تاثیر رسانه‌ها و اعضای همان گروه نخست که در میدانی بی‌رقیب (طبقه‌ی متوسط) جولان خواهند داد. نام امثال حداد، ولایتی، و باهنر در عرصه‌ی اجتماعی نیز چنان با جریان همیشگی حاکم بر سیاست ایران گره خورده است که می‌توان به آسانی ایشان را به اتهام نارسایی‌ها و بی‌کفایتی‌های موجود نواخت و مغلوب کرد. چمران‌ها هم به نظر من بدون حمایت کیهان و بسیج و جماعت مداحان و … راه به جایی نخواهند برد.

جبهه‌ پایداری خود را (شاید حتی به حق) مصداق این خواست رهبری می‌داند که «دولت آینده باید محاسن دولت فعلی را داشته باشد و عاری از معایب (بخوانید چموشی‌های) آن باشد». اگرچه حرف‌شنوی خود جبهه پایداری از شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله مصباح بسیار بیشتر از آیت‌الله خامنه‌ای ست، مهمترین انتقادشان به دولت فعلی (دستکم در ظاهر) نافرمانی و تقابل آن با رهبری است. اندیشه‌ی آیت‌الله مصباح یزدی مهمترین راهنمای اتوپیای مد نظر اقشار رادیکال مذهبی و اولتراشیعه در ایران است. در عین حال نوع نگاه سیستماتیک و سیستمیک ایشان نسبت به قدرت سیاسی وی را در جایگاهی قرار داده است که بسیاری شخص او و شاگردانش را امیدهایی واقع‌بینانه برای تحقق آن اتوپیا در آینده‌ی ایران بدانند.

آیت‌الله اندیشه‌ای کاملن معطوف به قدرت دارد و در مسیر کسب قدرت سیاسی بس فراتر از هم‌صنفان خود در تربیت شاگرد، نشر افکار، نهادسازی، و بسیج نیرو موفق بوده است. اکنون جبهه پایداری نماینده‌ی بی چون و چرای او ست در عرصه‌ سیاست روزمره‌ی ایران و به نظر بنا ست که درمانگر درد آن رگه‌هایی از دموکراسی باشد که به گمان ایشان هنوز ساختار سیاسی ایران به آن مبتلا ست. هرچند در نگاه سیستماتیک آیت‌الله دولت تنها بخش کوچکی از سنگرهایی ست که وقتی چونان سال 84 به دست آمد، دیگر هیچگاه نباید از دست برود. یکپارچه شدن و یکپارچه ماندن مجلس خبرگان و پیشروی به سمت اتوپیای «خلافت تشیع» به نظر من هدف غایی ست.

همین است که جبهه پایداری علیرغم نوپا بودن، در بدنه‌ی رادیکال مذهبی جامعه‌ی ایران بسیار دل ربوده است. معرفی کاندیدا از سوی این جریان حتی‌الامکان با تاخیر انجام خواهد گرفت تا وقت چندانی برای تخریب رسانه‌ایش وجود نداشته باشد. به محض معرفی کاندیدا اما منابر و نوحه‌خوان‌ها تمام‌قد در گوشه گوشه‌ی کشور تبلیغش خواهند کرد. فرماندهان بسیج و سپاه (که تحقق اتوپیای مذکور برایشان هم آب دارد و هم نان) تبلیغ کاندیدای پایداری را مصداق جهاد مقدسی دیگر خواهند خواند. بسیجیان جوان به تبلیغات مسجدی و روستایی و مدرسه‌ای خواهند پرداخت. القصه این گروه‌های مرجع هر روش و ناروشی را که بلدند به کار خواهند بست تا رای بیشتری جمع کنند و یک قدم به اتوپیای خود نزدیکتر شوند و من در حال حاضر هیچ دلیلی نمی‌بینم که موفق نشوند کاندیداهای دیگر را در میدان رقابت شکست دهند.

سناریوی انتخاباتی و سیاسی بالا اگر حتی بگوییم محتمل‌ترین نیست، یکی از محتمل‌ترین‌ها ست. در شرایطی که به نظر می‌رسد رفتار طبقه‌ی متوسط در انتخابات آینده فراتر از سکوت و انفعال نخواهد بود، فتح کرسی ریاست جمهوری توسط کاندیدای پایداری گامی بلند در جهت زدودن واپسین رفتارهای دموکراتیک و تظاهرات جمهوریت از پیکر حاکمیت و جایگزینی عملی و بی‌تعارف تفسیر خلافتی از ولایت فقیه به جای تفسیر مشروطیتی از آن خواهد بود.

Advertisements

RSS خوش نوشته ها

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

RSS نو نوشته ها

  • خطایی رخ داد! احتمالا خوراک از کار افتاده. بعدا دوباره تلاش کنید.

تقویم

آوریل 2013
ج ش ی د س چ پ
« مارس   ژوئن »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930  

چورتکه

  • 91,206