واقعیت پدر دائم‌الخمرِ بدمستی ست که شبانگاه، وقتی خواب هزار پادشاه می‌بینم، به هجمه‌ی در کوفتن و مهابت نعره‌ بیدارم می‌کند و بی‌ترحمی مرا به باد کتک می‌گیرد.

فردا اما، با تنی کبود و کوفته، فارغ از پدری که مستی بی‌رحمش در کمین نشسته٬ امیدوار به رویای شیرینی دیگر، باز به دامان خوابی نو پناه می‌برم.

Advertisements