آفرینش چگونه آغاز شده است؟ پاسخی که مومنان و کافران به این سوال می‌دهند ٬درنهایت٬ یکی ست: خودبه‌خودی!

اگر از یک فرد نامعتقد بپرسید “چه کسی جهان را آفریده است؟”٬ خواهد گفت هیچ‌کس. بپرسید “چگونه این جهان به وجود آمده است؟”٬ پاسخ می‌دهد: تصادفی… خودبه‌خودی.

حالا از یک فرد معتقد بپرسید “چه کسی جهان را آفریده است؟” و جواب بشنوید خدا. حالا بپرسید “چه کسی خدا را آفریده است؟”٬ خواهد گفت هیچ‌کس. بپرسید “پس چگونه خدا به وجود آمده است؟”، ناچار است جواب بدهد تصادفی و چون چند ده سال است که مومنان به واژه‌ی تصادفی حساسند٬ احتمالن جواب می‌دهند: خودبه‌خودی!

بدین ترتیب٬ مومنان هم نهایتن ناگزیرند به آفرینش از هیچ ایمان بیاورند. علیرغم حساسیت ایشان به شروع خلقت از هیچ٬ خدا از هیچ و در خلأ پدید آمده است. هیچ موجودی قادر به خلق خویش نیست و خدا هم نمی‌تواند از این قاعده مستثنی شود و تا جایی که مطلعم٬ هیچ فرد مومنی نیز تا به حال چنین ادعایی نکرده است.

شاید مدعای جدید مومنان بتواند این باشد که «اگر تصادفن خدایی در حد فاصل هیچ و خلقت این جهان وجود داشته باشد٬ تکلیف چیست؟» او به هر علت بی‌علتی که به وجود آمده باشد٬ باز صاحب هوش برتری ست که جهان را با تمام پیچیده‌گی‌هایش آفریده است و انسان را مکلف به عبادت و اطاعت از خود کرده است. در حقیقت سلسله‌ی تصادفات از نقطه‌ی خدا به بعد قطع می‌شود.

استفن هاوکینگ ٬فیزیکدان برجسته‌ی ۶۸ ساله٬ که سال ۱۹۸۸ با کتاب تاریخ مختصری از زمان* به مدت بیش از ۲۰ سال خشم آتئیست‌هایی چون داوکینز را به جان خریده بود٬ دیروز و با انتشار کتاب تازه‌ی خود** از نظرات پیشین خود دست کشید و اعلام کرد:

Spontaneous creation is the reason there is something rather than nothing, why the universe exists, why we exist.. Because there is a law such as gravity, the universe can and will create itself from nothing. It is not necessary to invoke God

او متذکر می‌شود قوانین فیزیکی منجر به بیگ بنگ٬ ساده‌تر و پیش پا افتاده‌تر از آنند که خلقتشان نیاز به هوش و قدرتی خارق العاده داشته باشد.

*A Brief History of Time

**The Grand Design

پی‌نوشت: پا که می‌گذارند روی فجیره٬ وردپرس دیگر اصلن بالا نمی‌آید. همین است که من اولش با ایمیل این پست را منتشر کرده‌ام و همه چیزش به هم ریخته است. دومین بار پابلیشش کردم تا شاید چیز بهتری از آب در بیاید که چشمتان روز بد نبیند؛ بدتر شد! حالا بالاخره وردپرس را به ضرب و زوری کشیده ام بالا و توانسته ام پست را مثل آدمیزاد بپابلیشم. بیشتر از همه از گودرنشینان شرمنده می شوم که الان 3 تا متن یک جور دارند جلوی چشمشان.

به علت هارش شدن روزافزون قضیه در کامنتدان را می‌بندیم.

Advertisements