بعضی‌ها وقتی دارند ساپورت می‌کنند٬ دارند فلیرت می‌کنند. ورشکسته‌ات گیر می‌آورند و تو را زیر پر و بالشان می‌گیرند. یک وقت می‌رسد که ژست همدلی می‌گیرند چنان که باورت شود این دو تا حبه تریاک هم که داده‌اند بخوری اصل درمان است؛ خود لطف و محبت بی‌دریغ است. نشئه که شدی٬ اعتیاد که دامنت گرفت٬ پس‌مانده‌ی اموال را از چنگت می‌کشند بیرون و بعد شما را به خیر٬ ما را به سلامت! حالا دیگر التماس یک سر سوزن تریاک آغوش و نوازش کن؛ دریغ از یک نیم‌نگاه توجه حتی! بنگاه خیریه تعطیل شده است عزیزم.

دل نبندید به رابطه‌هاتان وقتی از بغض معاویه است. وقتی واکنشی ست به نامرادی روزگار. وقتی تازه زخم خورده‌اید و دلتان هنوز دارد شُرشُر خونریزی می‌کند. وقتی دارد سیل می‌آید و شما دارید پشتبندش دنبال سرپناه می‌دوید. یک کلام٬ وقتی زیاد در موضع ضعفید. کلاهتان پس معرکه است اگر شما را به خاطر همینی که حالا هستید دوست داشته باشند. همینی که حالا هستید یک موجود قابل ترحم و ورشکسته بیشتر نیست! نگاه کنید. شما حتی خودتان٬ خودتان را در این موقعیت دوست ندارید. آن‌وقت از آن‌ها چه انتظاری دارید؟! صبر کنید. باز خوب نگاه کنید. اینی که ساپورتتان می‌کند٬ شاید فقط دارد می‌فیلیرتد. آن دست محبت شاید به طمع لمس پوستتان و حظ تنتان است که دارد نوازش می‌کند. طفلک فکرش شاید به قلاب سوتین‌تان گیر کرده است. اگر می‌توانید با همین طمع کنار بیایید٬ نوش جانتان… حالش را ببرید. وگرنه بعضی‌ها داگویل دارد درونشان به چه گنده‌گی… این هوا…!

Advertisements