تئاتر است دیگر! این‌ها هم یک مشت بازیگرند خب. بیهوده دل خوش نکن به آن لبخند معصوم٬ به این نگاه مومن٬ به مونولوگ پرطمطراق٬ به دلداده‌گی٬ به دلشکسته‌گی‌هاشان. این‌ها فقط یک مشت بازیگرند. کارشان اصلن از لحظه‌ای که چهره‌ عوض می‌کنند می‌آغازد…

حالا صحنه را از نو ورانداز کن… دقیق‌تر… آن صندلی را می‌بینی گوشه‌ی سن؟ سهم تو از اعتماد شاید به قدر همین چار تکه چوب و تخته باشد. دندان طمع را بکش و خلاص.

Advertisements