مهرداد اوستا حکایتی را تعریف می‌کند به نام «شکار آهو».* می‌گوید به همراه جمعی دیگر از دوستانش در دامنه‌ی سیاه‌کوه، گله‌ای آهو را رصد می‌کنند و به نیت صید‌شان ترتیب یک محاصره‌ی چند ساعته را می‌دهند. گویا از یک صبح تا غروب طول می‌کشد تا جیپ‌های شکارچیان از چهار سو راه را به گله تنگ کنند. لحظه‌ی شکار که نزدیک می‌شود٬ آهوی نر گله که حکم قیم و نگاهبان را داشته است حیله‌ای سوار می‌کند و آهو‌بره‌گان را به سمت دره می‌رماند و خود راهی دیگر در پیش می‌گیرد تا صید آسان شمرده بشود و شکارچیان از خیر صید بقیه بگذرند. شکارچیان هم خود را در میان دو انتخاب ،یکی آسان و دیگری مشکل، مخیر می‌بینند و ترجیح می‌دهند همان آهوی نر را به دام بیاندازند. در لحظه‌ی واپسین که آهوی نر به دام شکارچیان افتاده است٬ نگاه بی‌قرار آهو که به دوردست خیره شده بود٬ توجه صیادان را به خود جلب می‌کند. می‌بینند آهو به نقطه‌ای چشم دوخته است که گله‌اش ایستاده‌اند و صید راهبر و نگاهبانشان را نظاره می‌کنند. اوستا می‌گوید دل شکارچیان از دیدن درد بی‌نهایتی که در نگاه آهو بود به رحم آمد و آهو را رها کردند. می‌گوید آهو ناباورانه دوید و بعد ایستاد و ما را نگریست و انگار نگاهش پر بود از امتنان و اعتماد.

چند روز بعد٬ در روستایی که شکارچیان دل‌رحم سکنی گزیده بودند٬ صدای سرنا و دهل بر می‌خیزد. اوستا می‌گوید از کلبه بیرون آمدیم و دیدیم آهوی نر و چهار پنج آهو‌بره به چنگ شکارچیانی دیگر افتاده‌اند. صیادان می‌گفتند آسان‌ترین آهوانی بوده‌اند که شکار شده‌اند. صیادان می‌گفتند گله‌ی تنبل حتی به خود زحمت فرار نداده بود! اوستا با این جملات روایتش را به پایان می‌رساند: «حیوان بیچاره انگار از آنان نیز چشم مهر داشته است. او اغفال گذشت ما شده بود و ناگزیر جان خود و کودکانش را بر سر این خوشدلی گذاشت.».

دوم خرداد ۷۶ کمتر کسی باور داشت حاکمیت سر به تمکین آرای عمومی بگذارد. مردم گله‌ای بودند دیرباور که امیدی به لطف و مرحمت صیاد نبسته بودند. ساعت دوی بعد از ظهر سوم خرداد که نتایج اعلام شد٬ بهتی سرشار از امید شهر را فرا گرفته بود. مردمان گویی گنگ خواب‌دیده‌ای بودند که با نگاه از هم می‌پرسیدند: «آیا حقیقت دارد؟». شکارچی به آهو نشان داده بود که می‌توان اعتماد کرد و اصولی هست که بنا نیست ازشان تخطی شود؛ هنوز می‌شود به پاکدستی و پاکدلی‌ها دل سپرد. بیست و دوم خرداد ۸۸ صیاد دیگر همان صیاد نبود. اگر به اوستا باشد٬ لابد خواهد گفت که مقصر همان‌هایند که به دوم خردادها بذر امید بیهوده و نابه‌جا در دل آهوان کاشته‌اند.

* از امروز تا هرگز؛ مهرداد اوستا٬ انتشارات ابن سینا ۱۳۴۵

Advertisements