می‌دانی؟ فرض کن تو خودت می‌خواهی هر طور شده است اقتصاد این مردم را سر و سامانی بدهی. اول یارانه‌ها را به نام هدفمندسازی مفکوک می‌کنی و تورم سر به آسمان می‌گذارد. ولی از آن طرف کم شدن دو صفر از واحد پول ملی٬ عدد قیمت‌ها را می‌شکند. اسم کم کردن صفرها چه بود؟ بالا بردن ارزش ریال؟ یعنی ارزش پول به پشتوانه‌هایش که توی مدرسه یادمان می‌دادند نبود و به کمتر بودن صفرهایی بود که جلویش قطار‌ شده؟ بگذریم؛ تو راحت باش. بگذار ببینیم این معرکه تهش چیست. مثلن من ۱۰۰۰ تومن پول برق می‌دادم تا دیروز و حالا قیمت برق ۵ برابر شده است. من باید ۵۰۰۰ تومن بدهم اما تو لطف می‌کنی و می‌گویی آن دو صفرش که هیچ و بیا ۵۰ تومن بده. تو خیلی مهربانی؛ می‌دانستی؟ الان می‌توانی به اتکای ماشین حسابت ادعا کنی فقط روی همین یک قلم ۹۵٪ کاهش قیمت داشته‌ایم و زده‌ایم دخل تورم را آورده‌ایم؛ از ۱۰۰۰ تومن به ۵۰ تومن! تو خیلی خوبی؛ می‌دانی؟ من هم که هنوز دارم گیج می‌زنم چی به چیست و از کجا دارم می‌خورم. تو راحت باش. تو می‌گویی قدرت خرید مردم با این کارهایت بالا رفته است و من که هر روز قدرت خریدم پایین و پایین‌تر می‌آید فکر می‌کنم لابد بی‌عرضگی از خودم است. البته تو راحت باش. قیمت‌ها به هم خورده‌اند و مردم همه جوره با انقلاب‌های اقتصادی پیاپی تو وحشت کرده‌اند. معلوم نیست چه را گران می‌خرند و چه را ارزان. خارج که رفته‌ای؟ آدم اولش دارد همه چیز را ضرب و تقسیم می‌کند و قیمت‌ها را تبدیل می‌کند به همان تومان خودمان یعنی چیزی که می‌فهمدش. اما بعد از مدتی حساب کار از دستش در می‌رود. فقط می‌داند فلان به جیب خودش می‌صرفد و بهمان عین گلیمی ست که پایت را دو تای قدت ازش دراز کرده باشی بیرون. دیگر وقت نیست کسی فکر کند نرخ تورم چقدر است. اصلن هر چه تو بگویی همان درست! فعلن همه باید کلاهشان را بچسبند که باد نبرد. تو راحت باش. گفتی چقدر یارانه را پول تو جیبی می‌کنی می‌دهی دست ملت؟ ۲۰۰۰۰ تومن؟ ۱۰۰۰۰ تا؟ بگذار من برایت ترجمه‌اش کنم. می‌شود به عبارتی ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومن به پول آن روز. می‌شود ۱۰ لیتر بنزین به قیمت لخت و بی‌یارانه‌اش؛ نه؟! بی‌خیال. تو راحت باش.

Advertisements