در عالم سیاست پیش‌گویی‌های ما معمولن بر مبنای «اگر همین‌طور پیش برود» است. یعنی مقدمه‌اش یک جورهایی می‌شود نقض غرض سیاست. آخر من کمتر دیده‌ام در عالم سیاست کسی دلش بخواهد وضع همان‌طور که بوده است پیش برود. همه دنبال تغییرند. همه‌ی نیروهای اجتماعی-سیاسی می‌خواهند کارها یک طوری پیش برود که اوضاع دستکم برای خودشان بهتر بشود. حالا توی این سرزمین که تغییرات به دقیقه است، دیگر پیش‌گویی می‌شود نور علی نور. باید یک دامنه‌ی تغییر بزرگ را همیشه وارد معادله کرد. یعنی هیچ! 

نمی‌دانم انگیزه‌ی دقیق این آقای قالیباف برای این‌که این‌قدر خوب شهرداریمان کند چه بوده است. نمی‌دانم این همه تلاش برای نشستن بر مسند ریاست جمهوری بود یا نه اما می‌دانم قالیباف چوب دو سر طلاست. نه جذابیت چندانی برای طیفی که از لحاظ سیاسی بدان منسوب است (اصولگرایان) دارد و نه باورهای بنیادینش طیف مقابل یا همان اصلاح‌طلبان خدا بیامرز را قانع می‌کند از وی حمایت کنند. شرکتش در انتخابات هم باز چوب دو سر طلاست. اگر انتخابات صرفن پوششی بر یک انتصاب باشد که او چوب جذاب نبودنش برای دست‌اندرکاران و صاحبان واقعی قدرت را نوش جان خواهد کرد. قدرتمندان او را که آیین سرسپرد‌ه‌گی خوب نمی‌داند همچنان در آب نمک می‌خوابانند مگر روز مبادا به کارشان آید. اگر هم واقعن انتخاباتی در کار باشد او رای میلیون‌ها نفر از طبقه‌ی متوسط را ،پیشاپیش، خواه به تبع دلسردی این قشر از انتخابات و خواه به تبع موضع‌گیری‌های دو پهلو و ناخوشایند آقای شهردار در ایام تمییز از دست داده است. ماندن او در راس شهرداری تهران هم احتمالن دیری نخواهد پایید. همین‌طور اگر پیش برود چمران‌ها دوباره شورای شهر بعد را قبضه خواهند کرد و به محض آن که شورایی یکپارچه تشکیل شد٬ قالیباف را به حکم شهرتش در مخالفت با دولت دوست خواهند راند. 

القصه٬ از پیش‌گویی کردن آینده‌ی سیاسی قالیباف با همان قاعده‌ی «همین‌طور اگر پیش برود» چیز دندان‌گیری در نمی‌آید. قالیباف اگر همین‌طور پیش برود یک مهره‌ی سوخته است که شاید در آینده به عضویت در حلقه‌ی مشاوران و مجامع کم‌خاصیت مفتخر بشود. قالیباف نه آلترناتیو حاکمیت است و نه آلترناتیو طرف مقابل. قالیباف برای جمعی مثل من بیشتر به یک حسرت می ماند؛ حسرت از یک دوره‌ی گذار پربار و آرام که می‌توانست اتفاق بیافتد و نیافتاد. دیگر هم بعید می‌دانم حضرتش اجازه یابد نقش مهمی در آینده‌ی سیاسی ایران ایفا کند. قالیباف مثالی خواهد بود از کسانی که در عالم سیاست می‌خواهند همه را با خود داشته باشند و عاقبت تنها می‌مانند؛ مثالی از کسانی که هم بالا را می‌خواهند و هم پایین را و همین می‌شود که نه بالا را دارند و نه پایین را.

Advertisements