بعد عمری رفتیم خرید. کجا؟ پاساژ تندیس تجریش! میگه لباسامون پرو ندارن. فقط مشروط به این‌که بخواید بخرید٬ میتونید پرو کنید. میگیم خب میخوایم پرو کنیم که ببینیم به تنمون میاد که بخریم یا نه. میگه لباسای مغازه‌ی ما همه تن‌خورشون قشنگه. دستش رو می‌گیرم و از مغازه می‌برم بیرون. ترجیح میدیم بریم کفش بخریم. فروشنده خیلی خوش‌برخورده. دو تا کفش انتخاب می‌کنیم تا آخر وقتی طرف با کیف کوک کرکره‌شو بکشه پایین و بره خونه. ازش تخفیف میخوایم٬ میگه به اباالفضل ما مشتریامون همه مث خودتون ثابتن (ما دفعه‌ی اولمون بود می‌رفتیم اون‌جا!)؛ قیمتامون هم مقطوعه (همون‌جا کلی جنس داشت که تخفیف زده بود چون شماره‌ش ناقص شده بود!)؛ قبلی شما ۵۰۰ تومن جنس برد و من همین‌قدر که به شما تخفیف دادم به‌ش تخفیف دادم (این میتونه معنیش این باشه که داری یک اشتباه رو دوباره تکرار می‌کنی!)؛ شما جنس رو ببر٬ اگر بد بود و نخواستی پس بیار (مطمئنی منو با کس دیگه اشتباه نگرفتی؟ من فقط تخفیف می‌خواستم!)؛ باور بفرمایین من اصلن جواب سربالا میدم به خیلی از مشتریایی که می‌بینم کلاسشون به کارای ما نمیخوره٬ من مشتری شناسم و مشتریامون همه مث خودتون گلن (تو ،بلانسبت گه٬ گه می‌خوری اول جواب سربالا میدی و بعد هم پزشو! فاک؛ من از اون مغازه قبلی اومدم بیرون چون فروشنده‌اش یه آشغالی مث خودت بود. اون ،بلانسبت الاغ، الاغ هم لابد فکر می‌کرد مشتری‌شناسه و خدات تومن که میتونست از من بسلفه، از کیسه‌اش رفت!)

Advertisements