من حتی دیروز در کنار جمعیت عظیم مردم٬ آدمهایی را دیدم که عصبانی بودند و با خنده های عصبیشان می گفتند «دستتان درد نکند که اومدین. امشب تلوزیون همه تون رو به حساب ما میذاره». از آن جالبتر من یکی هم‌جنس شما را دیدم که به روحانی کنار دستش می گفت «اما حاج آقا معلومه که نیرو فرستادن بین مردم تا اغتشاش کنن». یعنی طرف داشت جمعیت را می دید و هنوز باورش نمی شد که این ها یک دستند. ترجیح می داد فکر کند هر که شال و کلاه سبزی ندارد با آنهاست. او هم لابد مثل شما فکر می کرد من که نماد سبز به همراه نداشتم از قماش طرفداران حاکمیت بوده ام! یاد فرعون افتادم که مار شدن عصا را دید و گفت جادو و شعبده است. خنده ام گرفت و یک دست مریزاد گفتم به آن اولی که واقعیت را می دید اما از این هم خشنود بود که صدا و سیما از خودش و خودشان و خودتان است.

دیروز کریمخان جز سبزی رنگی نداشت؛ البته اگر چشم عقل شما سبز بودن را فقط به رنگین بودن مچبند و پیراهن نداند! بلوار کشاورز هم شده بود بالا رودخانه و پایین رودخانه. بالا رودخانه که سبز بود و جمعیت چنان فشرده بود که نفس کشیدن را سخت می کرد و البته گروه های کوچک بسیجی که یا فحش می دادند یا دعوا می کردند و یا شعار می دادند «مرگ بر منافق». بسیجی ها و دوستان هم‌داستان شما پرچم های برافراشته فلسطین و حزب الله داشتند که در هر لانگ شاتی دیده می شد. مسلمن شما هم نمادهای برافراشته شان را در بخش های خبری سیما دیده اید. پایین رودخانه هم مسیر امن درست کرده بودند برای آن دسته های سی چهل نفری که شعار موافق می دادند و باید زودتر هدایتشان می کردند به سمت نماز. تمام خیابان های جنوبی بلوار را به روی سبزها بسته بودند مگر خلوت خودی های اندکشان به هم نخورد. جمعیت موافق در مقابل جماعت سبز به سان قطره در مقابل دریا بود اما قطره ای که پرچم داشت و بدون ترس نمادهای زرد حزب الله را حمل می کرد. آقای آهستان حق بدهید که بین آنها که سبز می نامیمشان حماقت برافراشتن حتی یک پرچم که رویش نوشته شده باشد «مرگ بر فلانی یا زنده باد بهمانی» یافت نشود. می دانید؟ آخر آنها که تطهیرشان می کنید اگر چنان پرچمی را دست کسی ببینند قدرت قانونی آن را دارند که قربه الی الله مادرشان را به عزایشان بنشانند. می خواهم بگویم همه اینها بود ولی حتی آن جا هم بودند کسانی که حرفهای شما را تکرار می کردند و حتی به چشمهای خود هم ایمان نداشتند. مثل آنها که تا دیروز می گفتند گاز اشک آور و فلفل دروغ است و دیروز که چشمشان داشت می سوخت گفتند لابد محافظ کروبی گاز فلفل زده است! من مدتی است حاکمیت را به خاطر دروغگویی و تقلب شماتت نمی کنم. به نظرم اشکال از کسانی ست که تشنه و مشتری پر و پا قرص شنیدن دروغ و تقلبند چون حقیقت آرامششان را از هم می پاشد. 

بیایید حساب جناب امید حسینی ٬آهستان٬ را از جماعت حقیقت گریز جدا کنیم. حالا یک سوال! احتمال می دهید قسمتی یا تمام ادعاهای آنها که با ایشان مشکل عقیدتی دارید راست باشد؟ اگر چنین احتمالی نمی دهید که صحبت کردن جایی ندارد. اگر احتمال صحت می دهید٬ به ما بگویید چگونه می توان به شما ثابت کرد که راهپیمایی دیروز تهران سبز بود و آن هم تازه میلیونی سبز بود؟ شما که آنجا نبوده اید. تلوزیون هم با لانگ شاتهایش و تصاویر هوایی جمعیت میلیونی٬ حضور ما را به هم اندیشان شما نسبت داد. فیلمهای موبایلی هم که قادر به ضبط عظمت سبزها نیست. منتظر چه هستید؟ منتظرید رییس جمهور محبوبتان بیاید و بگوید امروز تهران به تسخیر سبزها در آمد؟ منتظرید فارس یا صدا و سیما اقرار کنند که امروز محشر سبز بود؟ منتظرید یکان یکان آن جمعیت بیایند و رو‌به‌روی دوربین تلوزیون اعتراف کنند که ما هم‌ به پاس اندیشه‌ی سبز آمده‌ ایم؟ راه اثبات چیست؟ شما یک راه حل عملی نشان بدهید که اگر حق با این همه وبلاگنویسی بود که به قولشان دیروز راهپیمایی قدس را سبزها یکدست سبز کرده اند شما هم باورشان کنید. من هرچه فکر می کنم عقلم قد نمی دهد. در ضمن این کار ساده ای ست که اصل را بر برائت حکومت و قدرت و به تعبیر مالوفتان توهم مخالفان بگذارید. قدرت و حکومت ابزار فاش شدن حقیقت را از دست مخالفین می ستاند و تا جایی که می شود از خر مراد سواری می گیرد. مثلن به یاد بیاورید محمد الصحاف را که تا ساعت آخر به دوربین های تلوزیون می گفت امریکایی ها متحمل شکست سختی شده اند و عراق در امن و امان است. یک عده هم که به صدام و حزب بعثش ایمان قلبی داشتند و نباید ازشان انتظار داشت که تا وقتی امریکایی ها در خانه شان را نزدند حرف های صحاف به خرجشان نرفته باشد. 

دست آخر البته باور من و شما تغییر زیادی در روند پیش رو ایجاد نخواهد کرد. شما هم از دریچه ایمانی خودتان اخبار را می بینید و می شنوید. هستند هنوز کسانی که فکر می کنند انقلاب 57 را هم انگلیسی ها و بی بی سی و کارتر سامان داده اند و همه چیز توطئه بوده است. یعنی گمانم اگر اتفاقات بزرگتری هم بیافتد باز در رای شما تغییر چندانی حاصل نخواهد شد. اما مردم هر کدام یک رسانه اند. آنها کسانی را دارند که در راهپیمایی حضور نداشته اند اما حرف ایشان را قبول خواهند کرد. اگر ادعای شما صحیح باشد که سبز بودن روز قدس یک توهم است٬ اکثریت کسانی که آن جا بوده اند (هواداران رییس جمهور و دلبستگان حاکمیت) به دوستان و آشنایان خواهند گفت که هواداران حکومت فراوانند. اگر ادعای مخالفانتان صحیح باشد٬ اکثریت حاضران آن روز دیگران غیر حاضر را از حضور میلیونی مخالفان آگاه خواهند ساخت و بر دروغ پردازی تریبون های رسمی صحه خواهند گذاشت. برآیند این خبررسانی مردمی پاسخ به سوال مقبولیت حاکمیت و اعتماد عمومی به آن در آینده‌ی نزدیک خواهد بود. آن روز اما دیگر محمد صحاف ها تلخکی بیش نیستند.

Advertisements