روز قدس آخرین فرصت نیست. شبش هم تی.وی حضور میلیونی را می گذارد به حساب «جانم فدای رهبر» امت همیشه در صحنه. فردایش هم احمدی نژاد باز رییس جمهور است و رجز می خواند برایمان. پس فردایش هم در نماز عید فطر گفته می شود که رسانه های بیگانه -همانها که دشمنند- و رسانه های نادان داخلی -همانها که آب به آسیاب دشمن می ریزند- جوسازی کرده اند. وگرنه روز قدس نمایش وحدت ملی بوده است و مشت محکم به دهان امریکا و انگلیس. این ها را می گویم که فردای راهپیمایی امیدی ناگاه ناامید نشود. مهمش این است که هر کدام ما فکر کنیم باید درستترین کار ممکن را در درستترین زمان ممکن انجام دهیم. مهمش این است که نگذاریم ترس و ناامیدی شیره‌مان را بمکد و نابودمان کند.

من نمی گویم آنها -همانها که تا بوده است از ما بهتران شمرده می شدند- می خواهند ناامیدمان کنند پس باید برویم. این که فلانی دشمن است و هر کاری کرد من باید رودست بزنم٬ می شود بازی کردن در زمین رقیب و واکنشی زیستن. یعنی انگار اگر دشمنی در کار نباشد من دیگر کاری برای انجام دادن و چیزی برای به دست آوردن ندارم. من می گویم ما با و بی دشمن باید زندگی کردن را انتخاب کنیم و خودمان را معطل آن نکنیم که چه کسی دشمن است و چه کسی نیست. فارغ از این که چه کسی می خواهد مرا بترساند و ناامیدم کند٬ ترس مدام و ناامیدی مزمن با زندگی کردن منافات دارد. بنابراین مهمترین نکته برای من غلبه بر عوامل مختل کننده‌ی زندگی خودم است؛ ترس و ناامیدی. این خیلی مهمتر از غلبه کردن بر دکتر احمدی نژاد یا شیخ احمد خاتمی است. من باید بگویم پیش از آن که میر یا شیخ را انتخاب کرده باشم٬ زندگی را انتخاب کرده ام.

Advertisements