تقی ارانی  در دادگاه درباره‌ی یکی از ممیزان خود گفته بود: «هرچه را نمی فهمید سانسور می کرد و چون هیچ نمی فهمید٬ همه چیز را سانسور می کرد.» 

یکی از معروفترین ممیزان تاریخ نشر ایران محرمعلی خان است (دوره ی پهلوی اول و دوم). تحصیلاتش در حد خواندن و نوشتن بود که بعدها کاملترش کرد. در سال ۱۳۰۷ وارد نظمیه شد. در سال ۱۳۱۷ در قسمت کارآگاهی (اطلاعات) شروع به کار کرد. در آن زمان سانسور کتاب و مطبوعات به عهده‌ی شمیم بود که بدون مهر «روا»ی او هیچ برگه‌ای اجازه‌ی چاپ نداشت. شمیم متوجه استعداد محرمعلی خان شد و او را به اداره‌ی خود منتقل و پس از مدتی به سمت معاونت منصوبش کرد. بعد از شهریور ۲۰ محرمعلی خان جایگزین شمیم شد و تا سال ۱۳۴۵ ٬زمان فوتش٬ به کار ممیزی ادامه داد و حتی در دوره‌ی مصدق نیز دعوت به کار شد. کسانی که درباره‌ی محرمعلی خان نوشته ‌اند بر این نظر متفقند که اگرچه سانسورچی بود٬ وظیفه‌ی محوله را بدون کینه‌ی شخصی و با جدیت انجام می داد. در کل انسانیت٬ حسن نیت٬ و کم سوادی خصوصیات بارز محرمعلی خان بوده اند. ممیزان اداره‌ی نگارش بعضن خود کاسه‌ی داغ‌تر از آش می شدند و از مسوولان نظام بیشتر سخت می گرفتند.*  

جالب این است که محرمعلی خانی که هیچوقت نمی توان بر او عنوان تحصیلکرده اطلاق کرد حدود ۳۰ سال حاکم بلامنازع سانسور فرهنگ در ایران بوده است. گاهی به او فکر می کنم و یاد عمو ف.ی.لترچی می افتم که تا امروز چند بار توانسته است یک چیز به درد بخور را از اینترنت دانلود کند و بخواند؟ چقدر می تواند به زبان انگلیسی که زبان رسمی اینترنت است بخواند یا بنویسد؟ چند بار از طریق شبکه‌ی اینترنت پول قبض آب و برق خود را پرداخته است؟ وبلاگ را به غیر از نگاه امحاء هم می تواند ببیند؟ 

*خسروی فریبرز٬ سانسور: تحلیلی بر سانسور کتاب در دوره پهلوی دوم (چاپ و نشر نظر٬ ۱۳۷۸)٬ ص ۱۷۳-۴

Advertisements